چرا گرانی‌ها تا این سطح افزایش پیدا می‌کند؟

دکتر عادل پیغامی، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) و معاون پژوهشی آن است. اقتصاد پولی، اقتصاد ایران، فلسفه اقتصاد، تاریخ عقاید اقتصادی و تربیت اقتصادی اصلی‌ترین حوزه‌های تخصصی است که ایشان با نگارش ده‌ها مقاله و تألیف و ترجمه کتب متعدد، در آن به فعالیت پرداخته‌اند.

این سوالات، برگرفته از دغدغه عموم مردم است که دکتر پیغامی به آن‌ها پاسخ داده‌اند و می‌تواند برای مدرسین اقتصاد مقاومتی، مبلغین گفتمان اقتصادی انقلاب اسلامی، نخبگان حوزوی و دانشگاهی در پاسخ‌گویی به شبهات اقتصادی قرار گیرد.

در حالی‌که کشور ما در تولید داخلی خیلی از محصولات خودکفا است پس دلیل این‌همه گرانی چیست؟

خودکفایی در کالاها به معنای عدم هزینه برای تولید آن‌ها نیست بنابراین قیمت آن‌ها در اثر برخی عوامل مانند افزایش هزینه‌های تولید، ایجاد تقاضای کاذب دفعی برای یک کالا و … ممکن است زیاد شود. همچنین امکان دارد که کالایی گران شده باشد ولی قدرت خرید فرد هم افزایش یافته باشد. به‌طور مثال شخص الآن می‌تواند برخی از کالاهایی را که اجداد او توان مصرف و خرید آن را نداشته‌اند؛ بخرد و استفاده کند. به‌طور مثال آیا مصرف مرغ و گوشت و برنج بسیاری از افراد در حال حاضر قابل‌مقایسه با گذشته است؟ افزایش مصرف نشان‌دهنده این است که ضمن افزایش قیمت کالاها در طول زمان، قدرت خرید فرد هم افزایش یافته است. (هرچند ممکن است افزایش قیمت کالا و افزایش قدرت خرید به یک‌میزان نباشد ولی درهرحال، قدرت خرید و مصرف فرد، حداقل در کالاهای ضروری افزایش یافته است).

 

مرجع تعیین‌کننده نرخ ارز و خودرو در کشور کیست؟

اصل بر این است که قیمت این کالاها به‌صورت طبیعی توسط نظام تقاضا و عرضه بازار آن‌ها مشخص شود. درصورتی‌که این نظام دچار اختلال شود و یا مصالح ملی مدنظر باشد دولت باید قیمت را به سمت قیمت طبیعی آن هدایت کند و قطعاً هر چه مدیریت این هدایت بهتر صورت پذیرد؛ قیمت‌ها نیز در بازار، واقعی‌تر خواهد شد.

به‌طور مشخص، قیمت خودرو غالباً تحت تأثیر عواملی همچون نظر شورای رقابت، سازمان حمایت از مصرف‌کننده، تأثیر بخش خصوصی و … تعیین می‌شود. نرخ ارز نیز معمولاً در باند پایین و بالایی که بانک مرکزی تعیین می‌کند توسط بخش خصوصی نوسان پیدا می‌کند. البته عرضه‌کننده و تقاضاکننده همیشه می‌توانند قیمت را افزایش یا کاهش دهند؛ مثلاً درصورتی‌که مردم به‌صورت یک‌باره تقاضای خود برای ارز را افزایش دهند قیمت ارز تغییر خواهد کرد.

 

چرا از سال گذشته تاکنون، قیمت‌ها سه برابر شده است ولی حقوق یک ارتشی ده درصد افزایش داشته است؟ انصافاً با ماهی دو میلیون تومان می‌شود خرج خانواده را دارد؟ تا چقدر باید پیش خانواده، گردن‌شکسته باشیم؟

با این فرض که حقوق مذکور صحیح باشد؛ بله، شرایط سختی هست. اما توجه کنید که کم بودن رزق می‌تواند علت‌های مختلفی داشته باشد: بی‌توجهی مسئولان، سبک زندگی غلط (مصرف چیزهایی که هزینه آن‌ها متناسب با درآمد فرد نیست)، و در عین حال عدم بهره‌مندی از کانال‌های رزاقیت الهی مانند نماز شب و … بنابراین هم خود فرد و هم دیگران باید کمک کنند تا چنین شرایطی بهبود یابد و وضعیت نامطلوب او سامان یابد.

 

چرا این روزها وقتی برای خرید می‌روم، احساس می‌کنم آمریکا هستم؛ چون هیچ غلطی نمی‌توانم بکنم؟!

بخشی از گرانی به‌غلط (به سبب عدم مدیریت صحیح عرصه اقتصاد کشور) ایجادشده است و باید از بین برود تا قدرت خرید مردم افزایش یابد. از طرف دیگر، با دقت نظر در سبد مصرفی واقعی ایرانیان درگذشته و مقایسه آن با وضعیت امروز مشخص خواهد شد که برخی از مصارف امروزی، ریشه و مبنای صحیح ندارد و باید از سبد مصرفی حذف شود یا کاهش یابد و از این طریق نیز، قدرت خرید مردم برای نیازهای اساسی آن‌ها بیشتر شود؛ ضمن آنکه لازم است هر کس، هزینه‌های خود را مطابق و متناسب با میزان درآمد خود تنظیم نماید.

 

چرا خودرو، طلا و قیمت سایر کالاها به یک مشکل بزرگ برای جوانان تبدیل شده است؟

یک جوان باید از خودش سؤال کند که برای چه خودرو و ارز می‌خواهد؟ یک جوان باید بداند که واقعیت توان اقتصادی خودش و پدر و مادرش چیست و به همان اندازه طلب کند. جوان حتّی اگر تحصیل‌کرده باشد باید علاوه بر توجه به تحصیلات خود، میزان مولدیت خویش را نیز به‌درستی محاسبه کند. لیسانس داشتن معادل مولد بودن نیست؛ ضمن اینکه جوان تحصیل‌کرده مولد باید ابتدا کار کند و پس‌انداز نماید تا در سال‌های آتی زندگی بتواند بیشتر بهره‌برداری کند.

جوان باید زندگی را بسازد. جوان یعنی کسی که مهارت‌های مولد و درآمدزایی خودش را زیاد کند. جوان یعنی کسی که فعلاً باید بیشتر کار کند و در آینده و به‌تدریج از دسترنج و محصول کارش استفاده کند. این فرهنگ غلط است که در جلسه خواستگاری از شما تقاضای خودرو بکنند. درصورتی‌که سبک زندگی اقتصادی مردم اصلاح شود مشکلات فوق تا حدود زیادی برطرف خواهد شد ولی در سبک زندگی غلط   نمی‌توان دنبال شرایط و وضعیت مناسب بود زیرا صورت‌مسئله غلط، پاسخ صحیح ندارد.

مگر اجداد ما در همان سال اول جوانی خود، ماشین و خانه شخصی داشتند؟ آیا همه وسایل، امکانات و تجهیزات برای اجداد و نیکان ما درگذشته بدون زحمت و تلاش، آماده بود؟ بنابراین سؤال اینجاست که چقدر شما بهره‌وری داری؟ چقدر کار می‌کنی؟ چه مهارت‌هایی داری؟ پاسخ هر چه هست تقاضای خود را باید بر اساس آن تنظیم کنی. در نتیجه اگرچه تقاضای برخی کالاها سخت است و هم فرد و هم دولت باید برای برطرف شدن آن تلاش کنند ولی سخت بودن تقاضای برخی کالاها به علت متناسب نبودن آن با میزان بهره‌وری و مولدیت فرد (یا همان درآمد او) است.

 

چرا بعد از گران شدن خودرو و مواد غذایی، به‌یک‌باره همه کالاها در کشور فراوان شد؟

یک دلیلش این است که صرفه اقتصادی تولیدکننده زیاد شد و بیشتر عرضه کرد ولی چون مردم هم بیشتر تقاضا می‌کنند و قدرت خرید هم دارند که تقاضا می‌کنند گران باقی‌مانده است. به‌طور مثال اگر قیمت پسته ۵۰ هزار تومان باقی‌مانده است و کاهش نیافته است؛ به خاطر این است که مردم دارند می‌خرند و توان خرید هم دارند. تمامی خریدکنندگان پسته، پولدار نیستند چون آن‌ها که نمی‌توانند (و یا نیاز ندارند) که همه پسته‌های کشور را بخرند؛ پس معلوم است که کارمندها و کارگرها هم دارند می‌خرند و توان خرید دارند. اگر همین اقشار نمی‌خریدند قطعاً باعث کاهش قیمت می‌شد.

 

آیا تورم اساساً قابل‌حل شدن است؟

مشکل تورم زیاد برای اقتصاددانان مانند سرماخوردگی برای پزشکان شده است. تورم به‌راحتی قابل ‌حل است ولی تا حدود زیادی به مشارکت مردم در حل آن وابسته است. تا زمانی که ذهن مردم تورمی باشد ابزارها و داروهای اقتصاددانان کار نمی‌کند؛ مثل مریضی که ذهنش سکته کرده باشد و هرقدر هم داروهای خوب به او داده شود همچنان احساس سکته دارد. بنابراین مردم باید ذهنشان را درست کنند تا تورم برطرف شود. تورم در اغلب کشورهای دنیا با وجود بیشتر بودن نسبت به تورم ایران، حل شده است؛ مثلاً روسیه تورم ۴۰۰۰ درصدی داشته، زیمباوه تورم یک یا دو میلیونی داشته، ترکیه تورم متوسط بالای ۱۰۰ درصد داشته است ولی با مشارکت و تحمل مردم حل شده است. در نتیجه حل اساسی تورم منوط به مشارکت و خواست مردم و اصلاح فرهنگ‌های غلط اقتصادی است.

 

آیا گرانی‌ها نتیجه اجرای اقتصاد مقاومتی هست؟

گرانی دلایل مختلفی دارد از جمله اینکه سیستم عرضه و تولید اشکال دارد؛ بهره‌وری کارکنان کم است؛ بعضی مردم خودخواه هستند و احتکار می‌کنند؛ بعضی سبک زندگی و مصرفشان، عاقلانه و معقول نیست و برخلاف بسیاری از کشورهای دنیا، اهل فریز کردن و جمع‌کردن هستند. به‌عبارت‌دیگر، علاوه بر محتکران بزرگ، محتکران کوچک هم وجود دارد. به‌طور مثال اگر از کل خانوارهای موجود در ایران، ۱۰ میلیون خانوار بخواهند ۵ کیلو از یک کالای خاص را به‌صورت بلااستفاده در فریزرهایشان نگهداری کنند؛ ۵۰ میلیون کیلو از آن کالا به‌صورت غیرکارا جمع شده است؛ لذا نباید از نقش احتکارات و انبارهای کوچک غافل شد. بنابراین اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد ریاضتی نیست و علت گرانی منحصر در وضعیت اقتصادی کشور نیست؛ بلکه خود مردم نیز در آن نقش دارند و فرهنگ اقتصادی آن‌ها می‌تواند موجب افزایش یا کاهش قیمت شود و یا گرانی به وجود بیاورد.

 

چرا گرانی‌ها تا این سطح افزایش پیدا می‌کند؟

گرانی‌ها یا به دلیل افزایش تقاضاست یا کاهش عرضه. بخشی از کاهش عرضه به سبب تحریم و بخشی به دلیل پایین بودن بهره‌وری است. همچنین بخشی از افزایش تقاضا به سبب انتظارات و ذهن تورمی است که به دنبال تأمین نیازهای دو ماه بعد است و دائم احساس می‌کند گران‌تر خواهد شد. وقتی گفته شود گران‌تر خواهد شد همه فکر می‌کنند اگر کالاها و خدمات خود را گران نکنند عقب خواهند ماند (و ضرر می‌کنند). در نتیجه قیمت‌ها در یک رفتار دسته‌جمعی افزایش می‌یابد؛ به‌طور مثال، دستمزدها افزایش داده می‌شود؛ کرایه تاکسی، زیاد می‌شود و به همین ترتیب، بسیاری از اجناس و خدمات گران می‌شوند.

بخش دیگری از افزایش تقاضا به سبب سبک زندگی غلط است که فرد، چیزهایی را می‌خواهد بخرد که بدان نیاز ندارد و یا در شأن او و مطابق با درآمد او نیست. گاهی نیز افزایش تقاضا به دلیل افزایش نقدینگی در جامعه است یا به عبارت رایج، پول در دستان مردم زیاد شده است و مردم می‌خواهند با آن از کالاها و خدمات مختلف استفاده کنند؛ در نتیجه قیمت همه یا برخی از آن‌ها افزایش می‌یابد.

بنابراین افزایش گرانی‌ها می‌تواند به علل مختلفی ازجمله تحریم، کم بودن بهره‌وری، انتظارات تورمی، تقاضای کالاهای غیرضروری، تقاضای بیش از نیاز فعلی، افزایش نقدینگی و … صورت پذیرد.

 

ما اقشار کم‌درآمد، چگونه از عهده مخارج زندگی بربیاییم؟

یک وظیفه بر عهده خود شخص هست؛ یعنی تغییر سبک زندگی و متناسب کردن آن با درآمدهایش. «چو دخلت نیست خرج آهسته‌تر کن». خرج و برج در ادبیات فارسی ما فراوان تأکید شده است که باید به‌صورت متوازن باشد. برقراری موازنه خرج و برج، وظیفه هیچ‌کس نیست به‌جز خود شخص. در کنار این مسئله، دولت نیز موظف است زمینه و بستر لازم برای برخورداری از سطح زندگی مناسب را برای فرد فراهم کند.

 

چرا حقوق کارمندان کمتر از افزایش قیمت‌هاست؟

در سال ۷۱، ۷۸ و ۹۱ این اتفاق افتاده است. این مسئله ناشی از بی‌توجهی یا غفلت مدیران اقتصادی بوده است که دستمزدها و حقوق واقعی را هدف‌گذاری نکرده‌اند و یا اگر هدف‌گذاری کرده بودند در فواصل یک‌ماهه یا بعضاً دوماهه باید نسبت به جبران شکاف بین تورم و دستمزد اقدام می‌کردند.

در کلیه سال‌ها به‌جز چند سال مورداشاره، شتاب افزایش دستمزدها، درمجموع، از شتاب افزایش قیمت‌ها بیشتر بوده است. اگر بخواهید علمی بررسی کنید و مطمئن شوید باید به آمارهای اقتصادی مراجعه کنید ولی به‌صورت کلی نیز کافی است که سبد مصرفی فعلی با سبد مصرفی سال‌های گذشته (مثلاً ۲۰ سال قبل) مقایسه شود تا مشخص گردد افزایش قدرت خرید حاصل ‌شده است.

 

با این‌همه گرانی‌ها، چرا مالیات، برای حقوق‌های بیشتر از مبلغ خاصی در نظر گرفته‌شده است؟ (باوجود گرانی‌ها، مالیات دادن چه معنایی دارد حتی اگر حقوق فرد خوب باشد؟)

کسی که بیشتر از این مبلغ خاص، حقوق دریافت می‌کند حداقل نیازهایش یعنی basic needs را می‌تواند تأمین کند؛ بنابراین لازم است مالیات دهد؛ هرچند ممکن است توان برآورده کردن برخی نیازهای غیراساسی مانند تعویض مبل را نداشته باشد. از طرف دیگر همه باید به سبب استفاده از خدمات اجتماعی و عمومی مانند امنیت، حمل‌ونقل، آسفالت، نظافت و … مالیات دهند. مگر این خدمات مجانی است؟ اگر مجانی نیست؛ هزینه آن را باید از چه کسی دریافت نمود؟ بنابراین مالیات دادن لازم است و کسی که مالیات می‌دهد در واقع اعلام می‌کند برای استفاده از پارک عمومی، خیابان و … هزینه می‌دهم و مجانی‌خور نیستم. البته ممکن است در برخی موارد برای جبران معیشت نیازمندان، معافیت مالیاتی در نظر گرفته شود ولی نباید لزوم اصل دریافت و پرداخت مالیات را انکار کرد.

 

یارانه‌های ۴۵ هزارتومانی هزینه یک روز یک فرد عادی هم نیست؛ آیا این شکل توزیع، عدالت است؟

شما فرض کنید که پولدار هستید؛ آیا حاضرید همه هزینه‌های عادی یک روز یک فرد را به او بدهید؟ چرا؟ چه کسی در دنیا حاضر است تمام هزینه‌های یک فرد را به‌ صورت مجانی به او بدهد؟ تربیت فرزند بدین‌صورت هم صحیح نیست و سربار مردم بودن به لحاظ اقتصادی، مطلوب نیست. آیا اگر ثروتمند باشیم به‌قدری باید یارانه (مثلاً ۴ میلیون) بدهیم که اشخاص کار نکنند؟ آیا این مسئله، منطقی است؟

برخی افراد که در روستا زندگی می‌کنند و درآمد آن‌ها کمتر از مبلغ یارانه است؛ پس از دریافت یارانه، کار کردن را رها کرده‌اند. به‌طور مثال، بسیاری از کسانی که فرش می‌بافتند و حق‌الزحمه آن‌ها حدود ۴۰ هزار تومان بوده است؛ از زمان دریافت یارانه، فرش‌بافی را کنار گذاشتند؛ زیرا حقوق آن‌ها نسبت به مقدار یارانه (با احتساب یارانه فرزندان) کمتر بوده است و مفید محسوب نمی‌شود. همین مسئله موجب شده است که اقتصاد فرش ایران با مشکل روبرو شود.

یارانه در اصل متعلق به قشر خاص مانند آسیب‌پذیر، معلول، زنان بی‌سرپرست و مانند این‌هاست و اگر کسی از این اقشار باشد دریافت یارانه برای او لازم است. یارانه در واقع به افراد بدون درآمد کمک خواهد کرد که بخشی از مشکلات خود را برطرف نمایند.

درصورتی‌که فردی جزء قشرهای فوق نباشد و حداقل، یک کارگر ساده (بدون سواد و مهارت خاص) باشد زندگی خود (به همراه زن و ۲ فرزند) را می‌تواند از طریق درآمد خویش و کمک‌هزینه یارانه اداره کند. هزینه‌های زندگی کارگر ساده در حالت عادی با درآمد روزانه ۴۵ هزار تومان در حال جریان بوده است ولی به خاطر اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها (در صورت صحیح مصرف کردن انرژی) حدود ۴۵ هزار تومان افزایش‌یافته است و دولت می‌خواهد این هزینه (نه کل هزینه‌های زندگی او) را جبران کند. به‌عبارت‌دیگر، کارگر ساده، قبل از اجرای طرح نیز روزانه ۴۵ هزار تومان دریافت می‌کرده است و اکنون نیز می‌تواند همان مقدار درآمد داشته باشد ولی با اجرای طرح درصورتی‌که انرژی را درست مصرف کند؛ حداکثر هزینه‌های زندگی او در ماه، ۴۵ هزار تومان افزایش خواهد یافت و دولت سعی دارد این مقدار را جبران کند. 

اگر کسی جزء اقشار خاص نباشد و سواد و مهارت او نیز بیشتر از یک کارگر ساده باشد (یعنی کارگر ماهر باشد) با تلاش و کوشش خویش و عنایت الهی خواهد توانست زندگی مناسبی داشته باشد و نیازی به یارانه ندارد؛ هرچند در حال حاضر، یارانه به این افراد نیز تعلق می‌گیرد.

بنابراین در دریافت یارانه باید به وضعیت یارانه‌گیر توجه نمود که آیا جزء قشر خاص، کارگر ساده یا کارگر ماهر است؟ همچنین باید دقت کرد که یارانه برای جبران هزینه‌های ناشی از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها در نظر گرفته‌شده است و به معنای پرداخت کل هزینه‌های زندگی نیست.

 

چرا تولیدات کشور، با گرانی‌ها هم گران می‌شود؟

گرانی تولیدات می‌تواند ناشی از افزایش هزینه تمام‌شده آن‌ها باشد ولی گاهی به خاطر رفتار مصرف‌کننده است. درصورتی‌که تقاضا برای تولیدات وجود داشته باشد و هرقدر هم گران شوند مجدداً آن‌ها را تقاضا کنند گرانی‌ها ادامه می‌یابد. رفتار مصرف‌کننده نقش مهمی در تعیین قیمت تولیدات می‌تواند ایفا کند؛ زمانی که تقاضاکننده، کالای غیراساسی و غیرضروری را هرچند گران باشد بخرد؛ چرا نباید کالا گران شود؟ به‌طور خلاصه بعضی افراد با تقاضا و مصرف‌های بیجا نشان می‌دهند که در واقع دوست دارند کالاها و خدمات گران بشود و گران می‌خرند و می‌توانند هم گران بخرند. بنابراین در کنار انصاف تولیدکننده در تعیین قیمت و نظارت دولت بر آن، رفتار مصرف‌کننده و فرهنگ اقتصادی افراد در انتخاب کالاها و خدمات نیز باید تغییر کند.

 

آیا افزایش قیمت‌ها نباید در کنار افزایش کیفیت باشد؟

گاهی افزایش قیمت به خاطر بیشتر شدن هزینه تولید است و لزوماً به دلیل افزایش کیفیت نیست. همچنین قیمت یک کالا به خاطر مشهور شدن و افزایش تقاضا برای آن می‌تواند افزایش یابد؛ هرچند کیفیت آن از محصولات رقیب کمتر نیز باشد؛ بنابراین حتی گاهی ممکن است افزایش قیمت با کاهش کیفیت همراه باشد.

در حال حاضر، درصد خاصی از افزایش قیمت‌ها ناشی از عواملی همچون شرایط جنگ اقتصادی، تحریم، سوء مدیریت، بیشتر شدن هزینه تولید است ولی به‌طورکلی نباید انتظار داشت که قیمت‌ها همواره ثابت باشد؛ بلکه به‌مرور زمان و با توجه به لزوم مقدار خاصی از تورم برای اقتصاد هر کشور، قیمت‌ها افزایش خواهد یافت.

 

ما در تولید خیلی از محصولات خودکفا شدیم؛ چرا بازهم گرانی داریم؟

اگرچه کشور در تولید برخی از محصولات خودکفا شده است ولی تولید آن‌ها به شرطی می‌تواند ادامه یابد که سود مناسبی برای تولیدکننده داشته باشد. گاهی توان اقتصادی بنگاه به دلایل مختلف همچون تحریم اقتصادی کاهش می‌یابد (هرچند توان فنی و تکنیکی برقرار است)؛ لذا تولید آن محصولات به‌صرفه نیست و در نتیجه، تولید آن‌ها علی‌رغم خودکفایی شکل نمی‌گیرد.

 

آیا افزایش حقوق در این اوضاع اقتصادی، می‌تواند راهگشا باشد؟

افزایش حقوق در راستای جبران توان قدرت خرید مردم راهکار خوبی است ولی باید توجه داشت که راه‌حل اصلی برای سامان دادن اوضاع اقتصادی کشور نیست و بدین منظور نیز طراحی نشده است.

 

چرا با این‌همه افتتاح کارخانه‌های صنعتی بازهم تورم ادامه دارد؟

افتتاح کارخانه صنعتی در بازار مربوط به آن باعث کاهش قیمت نسبی آن می‌شود؛ به‌شرط اینکه تقاضا افزایش نیافته باشد. لازم به دقت است که افزایش قیمت‌های جاری و اسمی با تورم تفاوت دارد و آن‌ها را نباید یکسان تصور کرد. به‌عبارت‌دیگر، افزایش قیمت اسمی را نباید تورم نامید. بنابراین اگر تفاوت قیمت‌ها را بر اساس قدرت خرید محاسبه کنیم؛ چه‌بسا قیمت اسمی آن افزایش‌یافته باشد ولی قیمت نسبی آن، کاهش‌یافته است. بنابراین قضاوت درباره تورم باید بر اساس قیمت‌های نسبی صورت پذیرد.

 

آیا افزایش تولید مواد غذایی بعد از گرانی‌ها عمدی است؟

خیر؛ لزوماً چنین نیست. گرانی یک سیگنال است که به تولیدکننده خبر می‌دهد احتمالاً فروش خوب و مناسبی خواهد داشت؛ پس احتمال وجود تقاضا برای محصولات، او را به تولید بیشتر ترغیب می‌کند. از طرف دیگر، افزایش تولید، ثمرات خوبی برای اقتصاد کشور و وضعیت معیشت مردم به دنبال خواهد داشت؛ زیرا وقتی چرخه تولید کشور بچرخد قطعاً دستمزد عوامل تولید (کارگر، سرمایه و …) نیز بهبود پیدا خواهد کرد.

 

راهکار اقتصاد اسلامی برای حل مشکل گرانی چیست؟

امام صادق (ع) وقتی مشاهده کردند گندم گران شده است به غلام خود دستور دادند که ذخیره انبار گندم را در اختیار تقاضاهای موجود در بازار بگذارد. برخورد با گرانی، علاوه بر نیاز به نظارت و کنترل دولت، همت و جهاد مردم را نیز می‌طلبد. برخی مردم به‌محض شروع گرانی یک کالا، مقدار زیادی بیش از نیاز فعلی خود را در انبار یا خانه جمع می‌کنند و باعث کمبود آن کالا در بازار می‌شوند. درصورتی‌که ما مانند امام صادق (ع) رفتار کنیم و با مشاهده گرانی یک کالا، تقاضای بیش از نیاز فعلی نداشته باشیم یا مازاد تقاضای خود را در بازار عرضه کنیم؛ تورم به‌صورت دومینویی می‌شکند و کاهش می‌یابد.

 

چه زمانی تورم تمام می‌شود تا ما یک نفسی بکشیم؟

نرخ دستمزد واقعی بسیار بیشتر از تورم اهمیت دارد. به‌طور مثال تورم ممکن است ۲۰ درصد باشد ولی افزایش حقوق ۲۵ درصد باشد و این شرایط مشکل ندارد. بنابراین مقدار تورم به‌تنهایی مهم نیست؛ بلکه نسبت این دو حائز اهمیت است. مناسب و منطقی شدن این نسبت نیازمند تلاش و جهاد دولت و ملت است و هر کس لازم است به وظایف اقتصادی خودش عمل کند.

انتهای پیام/.